مطالب مرتبط:

آغاز «لاتاری» در دانشگاه ها !

نخستین اکران دانشگاهی فیلم سینمایی «لاتاری» در دانشگاه سوره برگزار می شود.

آثار کمدی در روز پنجشنبه اکران نمی شوند

مهر نوشت: غلامرضا فرجی سخنگوی شورای صنفی نمایش بیان کرد که سینماهای سراسر کشور به دلیل شهادت امام موسی کاظم (ع) در روز پنجشنبه فیلم کمدی اکران نمی کنند. ...

روز بد بورس با افت نماد سهم های صادرات محور/ فولادی ها و پتروشیمی ها بازیگران منفی بازار/ بیشترین حجم معاملات به یک نماد بانکی رسید

شاخص کل بورس بر خلاف روز قبل که با حمایت مثبت نمادهای معاملاتی فولاد و فخوز و پتروشیمی ها رشد 779 واحدی را رقم زده بود، در معاملات امروز از همان دقایق ابتدایی روند نزولی در پیش گرفت و در نهایت با حمایت منفی پتروشیمی ها و فولاد مبارکه و فولاد خوزستان، به ا ...

 رمان خوانی دوزبانه، «انجیل به روایت پیلات» در خانه هنر مانا

«خانه فرهنگ و هنر مانا» با مدیریت ستاره اسکندری که به تازگی افتتاح شده بعد از میزبانی جشنواره تئاتر فجر و حمایت از جشنواره تئاتر تجربه؛ به زودی بنیان گذار رمان خوانی دوزبانه «انجیل به روایت پیلات» می شود. ...

گلایه تند بازیگر آژانس شیشه ای از وضعیت سینما

بازیگر فیلم "آژانس شیشه ای" گفت: من و امثال من بیکار شده ایم اما باید این مشکل را به چه کسی بگویم؟ نمی توانم توی گوش کارگردان و یا تهیه کننده بزنم که چرا به من بازی نمی دهید. ...

حاشیه های حضور سیف در مجلس و درخواست نمایندگان برای استعفا + فیلم

جلسه مجلس شورای اسلامی با حضور رئیس کل بانک مرکزی برای بررسی نوسانات بازار ارز با التهابات زیادی همراه شد و نمایندگان خواستار استعفای وی شدند.

اعلام اسامی فیلم های بازار جشنواره ی جهانی فجر

همشهری آنلاین: اسامی فیلم های بازار جشنواره ی جهانی فیلم فجر اعلام شد.

روزنامه معروف راز بزرگ بازیگر مرد را برملا کرد

جفری راش بازیگر استرالیایی برنده اسکار بعد از انتشار مقاله نشریه «تلگراف» مبنی بر اتهام بدرفتاری، عملا زمین گیر شده است.

برنامه های جدید بانک مرکزی برای سکه/ قیمت و زمان پیش فروش سکه تغییر کرد

برنامه های جدید بانک مرکزی برای سکه/ قیمت و زمان پیش فروش سکه تغییر کرد

بانک مرکزی با هدف بازگشت آرامش به بازار سکه تغییراتی در قیمت و زمان پیش فروش سکه اعمال کرده است.

تلویزیون اسرائیل: ناوهای روس بندر طرطوس سوریه را ترک کردند

کانال 10 تلویزیونی رژیم صهیونیستی شامگاه چهارشنبه گزارش داد که ناوهای جنگی روسی بندر طرطوس در سواحل سوریه را ترک کردند.

زندگی زنده یاد بهرام زند در گفتگویی منتشر نشده | سفر در زمان با بهرام زند

در سریال «جنگجویان کوهستان» فقط یک خلاصه داستان هفت صفحه ای داشتیم و باید خودمان دیالوگ می نوشتیم! تمام توانم را برای دوبله کارتون «بچه های مدرسه والت» صرف کردم تفاوت دوبله امروز و آن روزها از زمین تا آسمان است نوشته زندگی زنده یاد بهرام زند در گفتگویی من ...

راهیابی ۲ فیلم کوتاه ایرانی به جشنواره کن ۲۰۱۸

فیلم «تاریکی» ساخته سعید جعفریان یکی از ۸ فیلمی است که امسال برای جایزه نخل طلای بهترین فیلم کوتاه جشنواره کن ۲۰۱۸ رقابت می کند.

جایزه بهترین فیلم اول در جشنواره جهانی فیلم فجر اهدا می شود

امسال برای نخستین بار در جشنواره جهانی فیلم فجر جایزه ای به فیلم های اول اهدا می شود که داوران این بخش شامل 2 سینماگر خارجی و یک ایرانی خواهد بود. 

توانایی «پایتخت ۵» در نمایش دادن رویارویی با داعش

یک منتقد تلویزیونی گفت: کاری که ابراهیم حاتمی کیا در «به وقت شام» نیمه تمام گذاشت، سیروس مقدم در «پایتخت ۵» تمام کرد.

نقد و بررسی فیلم "یک بمب ... داستان عشق"; بمباران به دهه شصت

نقد فیلم «بمب؛ یک عاشقانه»؛ بمباران نوستالوژی های دهه شصت

برترین ایمان عبدلی: خطر لو رفتن داستان فیلم و جذابیت ایرج (beeman معانی) و میترا (لیلا حاتمی) و اگر فرهنگی در تهران در سال 66 در وسط مقدار از آنها دچار سرما و او عصبانی بود." به اندازه کافی به نهایت رسیده اند که حتی پس از شنیدن صدای آژیر قرمز به پناهگاه. و چیزی برای از دست دادن. یکی از شاگردان ایرج, عشق دختر همسایه... با توجه به آنچه در آن است که در سینما دیده می شود به مطبوعات قبل از "بمب". "برف روی کاج ها" و انتظار چنین فیلم اتفاق می افتد و با عکس ها و تصاویر من. معادی علاقه خود را به درام وسیلهی انزال عمدتا علاقه فردیت خود را مبهم و در حال حاضر دومین دین ثابت می‌کند که شیفته چنین سینمایی است. اما ساختن چنین سینمایی چه الزاماتی دارد؟ آیا صرف یک فضاسازی قدرتمند می تواند اتمسفر بسازد و بار کمبودهای روایی را به دوش بکشد؟داستان «بمب» در سال 66 می گذرد. برای تصویر کردن تهران آن روزها چه چیزهایی نیاز است؟ آیا باید تصویرگر یک دهه 60 واقعی باشیم و یا چون آثاری مثل «نهنگ عنبر» برداشتی فانتزی و دست چین شده از دهه شصت داشته باشیم؟ آیا «بمب» اشتباهات «آباجان» را تکرار نکرده است؟برای روشن تر شدن ماجرا ارجاعتان می‌دهم به اولین سکانس خارجی «بمب»؛ جایی که لیلا حاتمی از خیابان می گذرد، در قاب چه چیزهایی می‌بینیم؟ یک باجه تلفن زرد رنگ، یک خانم با مانتویی بلند، زنی چادری با زنبیل قرمز، دوربینی که با فیلتری زرد رنگ کمی تصویر را نوستالوژیک کرده، یک آرایشگاه که با فونتی مخصوص دکان های آن دهه قرار است فضا ساز باشد، پیکان و.. در «بمب» انباشت عناصر و اشیای آن دهه در هر نمای خارجی احساس چیدمانی مصنوعی به بیننده می‌دهد. همان کاری که هاتف علیمردانی در «آباجان» کرده بود و به درستی نقد شده بود. اگر در «نهنگ عنبر»، سامان مقدم این همه عناصر را کنار هم می چیند، ساختار فیلم این اجازه را می دهد.آن جا با یک کمدی طرف هستیم که عناصر را در خدمت خلق موقعیت می گیرد و قرار نیست اتمسفر دراماتیکی ایجاد شود. برخلاف «بمب» که نسبتش با رئالیسم خیلی مستقیم‌تر است، اینجا که قرار نیست فانتزی ببینیم.در چنین فضایی دیدن پوستر «خانه دوست کجاست» کیارستمی، نوار کاست، صف نفت و گالن هایی که با هم بالا می آیند، گرچه که همه اش خاطره انگیز است اما خلاف یک رویه رئالیستی است. از همین جهات «بمب» حتی برخلاف نظر عده‌ای در فضا سازی هم موفق نیست و دائما تلاش (در واقع زور زدن هایش) یک کارگردان را پشت تک تک سکانس هایش می بینیم و این گونه بازنمایی فیلم واقعی به نظر نمی رسد.     از فضا سازی که بگذریم به روایت می رسیم؛ روایتی که در سه مکان به موازات پیش می‌رود. یکی خانه‌ی میترا و ایرج است، یکی مدرسه است و دیگری هم زیرزمین یا همان پناهگاه. روایت ها در این سه فضا باید هم‌افزایی داشته باشند و همدیگر را پیش ببرند یعنی اگر سردی ایرج و میترا در خانه می بینیم با سکانسی همسان در مدرسه به ازای آن عصبیتی را در مدرسه از سمت ایرج ببینیم (اتفاقی که به اندازه نمی‌افتد) و البته باز هم در پناهگاه عشق نوجوان‌های داستان را هم در جهت تقویت عشق اصلی داستان ببینیم. اتفاقی که نیفتاده و فیلمی که بر مبنای یک خرده پیرنگ است این گونه کش آمده.شاید در سینمای اروپای شرقی و یا حتی در آثار بیگله جیلان و هانکه این تم روایی موفق است، اما وجه اشتراک همه‌ی آن‌ها خط روایی پیش‌برنده و محرک است و در عین حال همگن بودن فضاهای متفاوت داستانی و یا همان خرده روایت هاست. در «بمب» اما فضاها همگن نیست . تفاوت «بمب» با آثاری که احتمالا کعبه آمال دنیای فیلمسازی معادی است، یکی خط فقیر داستانی و دوم چند پارگی است. سه فضای فیلم «بمب» در واقع از هم گسسته شده است، خاصه آن که مثلا در مدرسه با یک فضای گوتیک (کمدی سیاه) مواجهیم. تیپ سیامک انصاری و آن همه تاکید بر سخنرانی‌های سر صف و گیر و گورهایش به دیوارنویسی‌ها است که با شعارهایی ایدئولوژیک (مرگ بر آمریکا، اسرائیل، انگلیس) ایجاد شده، همه شاید نگاه محترمی پشتش داشته باشد اما در روایت جای نگرفته، چون دقایقی بعد در کنار یک ملودرام سردگم و در خانه میترا و ایرج قرار می گیرد و بعد در کنار پناهگاهی که دوربینش مستند است. مخاطب سه لحن را به فاصله کم در کنار هضم نمی کند .مدرسه کمدی دارد کمدی سیاه، پناه‌گاه رئالیته ترین وجه ماجراست و میزانسن‌های محترمی هم دارد، خانه هم که رهاترین بخش داستان است.     به عبارتی میشد از فضاسازی مصنوع فیلم و از داستان فقیر فیلم گذشت و دلخوش به تازگی‌های احتمالی‌اش شد، اما حتی عشق نوجوان‌های فیلم را هم خیلی بکرتر در «درخت گلابی» دیده بودیم، فضای دهه شصت را هم در «سیانور»، «نهنگ عنبر»، «آباجان». دیالوگ‌بازی های میترا و ایرج را هم در «ایتالیا ایتالیا» دیده بودیم و اغراق‌های مدیر مدرسه را هم در بیشمار تئاترها و کمدی‌ها. چه بد که هیچکدام این‌ها تازه نیست. معادی حتما می داند تب نوستالوژی چندین سال است که باب شده و خیلی از عناصرش خرج شده. «بمب» نمی تواند نوستالوژی را ابزار حرف‌های قشنگش کند و حرف‌های قشنگ در غیبت داستان مقهور اشیا می شوند.فضا سازی که آن و روایت هم که این! می دهد فیلمی که خیلی خوشبینانه در نهایت معمولی است. هر چند که اهمیت گفت و گو و عشق را یادمان بیاورد. هر چند که دغدغه‌های خوبی داشته باشد و لابه لای نوستالوژی بازی‌هایش بخواهد خشونت جنگ و دهه 60 را یادمان بیاورد، موسیقی خوب، طراحی لباس خوب، ایده هایی چون کراوات بستن در خیابان، گیلکی خواندن آن معلم مدرسه و بیم ها و امیدها و تخته نرد در پناهگاه، همه محترم و قابل ستایش است اما ضعف‌های «بمب» را پوشش نمی‌دهد، گو این که کسی برای دیدن چند ایده درخشان یک فیلم نمی‌بیند مثل همان‌هایی که برای یک دکمه کت نمی خرند.